تبلیغات
فارقلیط - عجز الواصفون عن صفتک
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : احمدرضا رضائی
تاریخ : سه شنبه 23 اردیبهشت 1393
نظرات


استاد جبرئیل مکرم علی علی

مولای کائنات معظم علی علی

 

نمی‌توانم این را انکار کنم که با شنیدن مجالس قوالی‌اش، گاهی خود را باخته‌ام و گاهی هم دلم خواسته‌است که با تمام وجودم داد بزنم و در بسیاری موارد هم شیدا شده‌ام و این ور و آن ور پریده‌ام، شبیه مرغ پر و بال کنده. چون نمی‌دانسته‌ام که وقتی احساساتم پس از شنیدن مجلس فوق‌العاده آوازه‌خوانی‌ای برانگیخته می‌شود باید چه کنم. سخنم از نصرت فاتح علی خان است. مردی از پنج رود. او که شبی در خواب می‌بیند که در مقبره جناب معین‌الدین چشتی که از بزرگان صوفیه پاکستان است، دارد قوالی می‌کند. در ابتدا به این خواب اهمیت چندانی نمی‌دهد که او کجا و خواندن در زیارتگاه جناب چشتی کجا. اما با تکرار همین خواب، نمی‌تواند آن را شوخی بگیرد.

نصرت فاتح علی خان در خانواده‌ای از قوالان به دنیا آمد. خانواده‌ای که سنت قوالی در آن قدمتی ششصد ساله داشت. دور از چشم پدر  که یکی از قوالان و صوفیان بزرگ پاکستان بود به قوالی می‌پرداخت تا آن که پس از فوت پدر، در مراسم چهلم او، به طور رسمی و جدی شروع به خواندن اشعاری به سبک قوالی کرد و پس از چندی به قطب بزرگ این هنر در جهان تبدیل شده و لقب شاهنشاه قوالی را از آن خود کرد. خود او در مصاحبه‌ای درباره پدرش بیان می‌کند که روزی شخصی به خدمت فاتح علی خان آمده و از او درخواست می‌کند که در برابر گرفتن یک روپیه برای‌اش قوالی کند. فاتح علی خان نیز دست او را می‌گیرد و به گوشه خلوتی از میدان شهر می‌برد و شروع می‌کند به خواندن و از خود بی‌خود می‌شود تا آن که چشم باز می‌کند و می‌بیند که جمعیت زیادی دور او را گرفته‌اند و با اشتیاق نگاه‌اش می‌کنند.

برخی معتقدند که سنت قوالی ریشه‌ای ایرانی دارد و در اصل از موسیقی عرفانی ایران و رقص‌های صوفیانه سماع گرفته شده‌است. می‌گویند که امیر خسرو دهلوی شاعر ایرانی، شبیه بسیاری از شاعران زمان خود که با توجه به موقعیت مناسب هند و توجه نواده‌گان تیمورلنگ به هنر، به آن دیار سفر می‌کرده‌اند، راهی آن‌جا شده و در همان سرزمین نیز ساکن می‌شود. هم اوست که سازهای ایرانی و عربی را به دربار گورکانیان هند معرفی می‌کند که امروزه قوالی رایج در پاکستان و هند، در اصل از موسیقی ایرانی گرفته شده‌است. پس قوالی در ادامه موسیقی صوفیانه ایرانی در پاکستان و هند ریشه دوانید و بسیاری را به آیین تصوف کشانید. در این نوع موسیقی، شخص قوال، بر روی حصیری در مرکز گروه نشسته و عده‌ای هم با سازهای طبلا و دهلک او را هم‌راهی کرده و گاهی هم با خواننده هم‌خوانی می‌کنند. قوال و خواننده‌های هم‌راه او و هم‌چنین گروه هم‌خوانان تا آن‌جا شعر را تکرار می‌کنند که برای خود و شنونده‌گان حال خلسه‌ای پدید آید. با شروع خلسه، قلب برای نزول انوار رحمانی آماده شده و بی‌واسطه خود را در برابر آن قرار می‌دهد. نصرت می‌گوید: باید ترانه‌های قوالی را از ژرفای وجودتان حس کنید. بدون حضور قلبی نمی‌توان قوال خوبی بود. اشعار قوالی بیش‌تر درباره خدا و مدح پیامبراکرم (ص) امیرالمؤمنین (ع) و ائمه طاهرین (ع) است که قوال آن را با تمام وجود خود اجرا می‌کند.

یکی از نکاتی که من را به خود مشغول کرده‌ این است که چطور در جامعه‌ای که مدارس دیوبند آن، محل آموزش طالبان بوده و سنی‌های افراطی بسیاری را به جهان هدیه! کرده‌است، کسی مانند نصرت فاتح علی خان جرئت می‌کند به این صورت، نام علی (ع) را در مجالس ذکر خود ببرد و با تکرار نام مبارک مولا چنان حالتی بر او عارض شود که هر بیننده و شنونده‌ای را انگشت به دهان نگاه دارد و مخاطبان خود را آن چنان درگیر کند که از جای خود بلند شده و پول و جواهرات خود را به پای او بریزند.

 

شاهنشاه قوالی، پس از همکاری با ستارگان موسیقی جهان و معرفی این نوع از موسیقی به مردم دیگر، در سال 1997 در سن 48 سالگی درگذشت. نقل است که در بیمارستان به پزشک خود گفته بود که حواس‌اش به این حنجره باشد. حنجره او به نام علی گره خورده بود و آوای خوش علی حق از آن شنیده می‌شد. امید است که خداوند او را با مولای‌اش قرین گرداند.

 

علی امام من است و منم غلام علی

هزار جان گرامی فدای نام علی


پ.ن : اگر دل‌تان می‌خواهد بیش‌تر و به‌‌تر بدانید، وبلاگ حسن صنوبری - به رنگ آسمان - را بخوانید و همان جا هم گزیده‌ای از کارهای نصرت فاتح علی خان را دانلود کنید و لذت ببرید.


 
 
راست می گویم كه شما را مفید است كه من بروم.اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد.اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.

(انجیل یوحنا باب16)

احمدرضا رضائی