تبلیغات
فارقلیط - فیلم‌های خاله زنکی
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : احمدرضا رضائی
تاریخ : جمعه 9 اسفند 1392
نظرات

خیلی مطمئن نیستم که رسانه‌های جمعی غفلت‌زده، غیر از سرگرم کردن مردمی که کار مهمی ندارند، بتوانند تصویر دردناکی از چهره هولناک جامعه بشری ارائه کنند. به نظر من، وبلاگ سطحی نازل‌تر از سایر رسانه‌ها دارد. از آن رو که خلوت‌خانه‌ای است برای دوستانی که با رودربایستی و زحمت زیاد سرکی می‌کشند و  محض خالی نبودن عریضه،" خوب بود " و " موفق باشید " می‌گذارند. پس خیلی نباید متوقع بود که در چنین محیط درپیتی بتوان دغدغه‌های مردم رنج کشیده را نشان داد. دغدغه‌هایی که همیشه با من بوده‌اند و لحظه‌ای من را آرام نگذاشته‌اند. دغدغه‌هایی که در عین دل‌آزار بودن، دل‌خواه‌اند زیرا که حیات انسان به آن وابسته است. آیا غیر از صفت " غفلت‌زده " واژه دیگری به ذهن می‌رسد که بتواند عمق فاجعه رسانه امروز ما را شرح دهد؟ رسانه‌ای که سر در لاک غفلت فرو برده و با زیادی تحویل گرفتن چهارتا بازیگر بزک کرده و از این محفل به آن محفل بردن و پول توی جیب‌شان کردن، رسالت خود را به کلی فراموش کرده‌است. سرمایه‌گذاری‌ای که بعد از کلی خون دل خوردن، آخر سر مثل بچه نااهلی می‌شود مایه سرافکندگی خانواده. بعدش خانم و آقای به اصطلاح هنرمند که با پول بیت‌المال ملت رنج کشیده قد کشیده‌اند و گردن کلفت کرده‌اند، راست راست توی چشم رسانه ملی زل می‌زنند و آروغ مبسوطی تحویلش می‌دهند.کسانی که اسم پر طمطراق‌شان را باید یک تریلی بکشد، می‌شوند داعیه‌دار فرهنگ‌سازی برای مردمی که مشکل‌شان هم‌جنس‌گرایی دو زن و خیانت زن و شوهر به همدیگر و روسپیگری نیست. خانم‌ها و آقایان کارگردانی که بوی فرنگ هوایی‌شان کرده، فکر کرده‌اند که با غور در فرهنگ بی‌فرهنگی غرب می‌توانند همان چرندیات را تحویل مردم بدهند یا چیزهایی که بین خودشان باب است و گنده‌کاری‌هایی که دور و برش می‌چرخند را به عنوان رأس امور ملت به خوردشان بدهند. باید به خانمی که وضعیت زنان جامعه ما را فاجعه‌بار می‌داند و زرت و زرت برای‌اش فیلم می‌سازد و اشک می‌ریزد، گفت اگر همسران بی‌مروت امثال شما، زن را در حد وسیله‌ای برای اطفاء شهوت پایین می‌آورند، مردان بدبخت بیچاره دور و بر ما که "جنس ضعیف اوریانا فالاچی" را نخوانده‌اند و دو زار سواد ندارند و هر چه هم بلدند از صدقه سر هیئت‌ها و دهه محرم است، سر زن‌هاشان کلی غیرت دارند و آن‌قدرها نامرد نشده‌اند که همسرشان را شبیه فیلم‌های مفت شما تحقیر کنند. باید به آقای " لیلی با من است " گفت که به جای قلقلک کردن غیرت مردان و خنداندن مردم باری به هر جهت، بهتر بود کمی به اخلاقی می‌پرداختی که کم کم دارد سفره‌اش برچیده می‌شود. اخلاق ناجوری که از زبان آقای بازیگر این‌طور تفسیر می‌شود که برای خنداندن مردم حتی پایین کشیدن شلوار هم خط قرمز نیست. اصلا خیلی کارهای دیگر هم برای هنرمندنماهایی که سر و ته‌شان را بزنی اهل قرتی‌بازی‌اند، خط قرمز نیست. جانم فدای گیشه. حالا توی این بلبشوی روشنفکربازی هنرمندنماها و خودباختگی مسؤولین غرب‌زده یقه بسته ما کسی پیدا می‌شود که برای آن رفتگری فیلم بسازد که توسط مربی کله‌گنده بی‌حیای فوتبال کشورمان تحقیر شد؟ یا کسی هست که برای ننه علی‌ای فیلم بسازد که مسؤول محترم شسته رفته ما او را مالیخولیایی می‌پندارد؟ یا کسی هست که به جای له له زدن برای قاپیدن اسکار قمه‌بندهای اتوکشیده، راست و حسینی فیلمی برای دریا قلی سورانی بسازد که نه کیلومتر تا مقر سپاه را رکاب زد تا بگوید که عراقی‌ها بی سر و صدا برای اشغال آبادان آمده‌اند؟ 

خانم و آقایی که از طبقه از ما بهترونی! برای فرهنگ بر باد رفته ما اشک حسرت نریز. برای مردانی که در طول تاریخ همواره خون‌ریز و جنایت‌کار و شهوت‌ران و... بوده‌اند و برای زنانی که همواره مستضعف‌اند و آزادی‌شان به هیچ روشی به جز رها شدن از دام روسری و چارقد و به رخ کشیدن زنانگی‌شان محقق نمی‌شود، کنگره و بزرگ‌داشت نگیر. عزیز من! خدا خیرت بدهد، دیگر فیلم نساز.         

                                                                                                             


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
محمد برزگر یکشنبه 11 اسفند 1392 07:21 ب.ظ
رباره ی فرهادی هم تا وقتی حرفی برای گفتن و سبكی برای ساختن داشته باشد زنده است و مورد احترام .
سه گانه ی چهارشنبه سوری و درباره ی الی و جدایی، قضاوت مخاطب را در معرض امتحان قرار می دهد امری كه در پایان فیلم جدایی آدم را دقایقی در سالن مات و مبهوت نگه می دارد تا بتواند به خود بقبولاند كه فیلم تمام شده.
الغرض كار عطاران هم خنداندن مردم است حتی اگر به قیمت در آوردن شلوارش باشد.
باید قبول كنیم كه اگر سینمای اخلاقی می خواهیم نباید توقع داشته باشیم كه امثال عطاران و فرهادی و تبریزی و ... دغدغه اخلاقی داشته باشند و فیلم اخلاقی بسازند بلكه باید در خوش بینانه ترین حالت افسار ساخت فیلم های به اصطلاح اخلاقی و عرفانی را به رانت خوار ها و یژه خوارهایی مثل ده نمكی نسپریم كه فردا مجبور باشیم در توصیف سینمای اخلاقی اول سابقه ی كارگردان را توجیه كنیم و بعد به فیلم هایش بپردازیم.
ضربه ای كه این سال ها از بد دفاع كردن از آرمان ها و اعتقاداتمان خوردیم نتیجه عمل خودمان بوده و ای كاش بپذیریم كه هر كسی باید در حد و جایگاه خودش حرف بزند و كار كند.
مخلص كلام، باید هنر و هنرمند را به حال خودش بگذاریم تا كارش را بكند.
محمد برزگر یکشنبه 11 اسفند 1392 07:19 ب.ظ
به نظر من هر كسی باید در هر حوزه ای كار خودش را بكند.
چون سینما و هنر ما، هم به لیلی با من است نیاز دارد و هم به، آژانس شیشه ای و هم به جدایی نادر از سیمین.
مهم این است كه آدم ها حرف هایشان مال خودشان باشد. به شخصیت كارگردان ها نگاه كن. تبریزی هم در مارمولك و هم در لیلی با من است و هم همیشه پای یك زن در میان است حرف می زند. فكر دارد. انصافا هم با زبان طنز غیر فكاهی خود خوب از پس بیان مفهومش بر می آید. تبریزی ادعای عرفان و معرفت و مذهبی بودن ندارد ولی ادعای روشنفكری هم ندارد. حالا همین تبریزی را با حاتمی كیا مقایسه كن. ابراهیم هم حرف برای زدن دارد همان طور كه تبریزی در، همیشه پای یك زن در میان است معضل زنان مطلقه را مورد بحث قرار می داد حاتمی كیا هم با آن همه سابقه در حوزه سینمای دفاع مقدس به یك باره دعوت را ساخت. دعوت فریاد تظلم خواهی هزاران انسانی بود كه به خاطر عدم آموزش پدر مادرهایشان عدم مدیریت صحیح جامعه در حوزه كنترل جمعیت عدم قبول عرفی جامعه و هزاران دلیل دیگر بی آنكه رنگ آفتاب و مهر مهتاب را ببینند در همان رحم مادرشان محكوم به مرگ می شوند.
وقتی تو با هنرمندی طرف هستی كه این قدر ذهن دقیق و ظریفی دارد كه حتی به رحم محكوم به مرگ فكر می كند مجبوری سر تعظیم فرو بیاوری. ابراهیم هم هیچ وقت نگفته من ارزشی هستم و فلانی غیر ارزشی است. ابراهیم نماینده انسان های آزاده ی روزگار ماست. آدمی كه از خط قرمز هایش عدول نمی كند آدمی كه حرفش را می زند تا به وظیفه اش عمل كند حتی اگر رنگ اكران را به خود نبیندو از لحاظ مالی تهیه كننده اش را زمین بزند. ابراهیم انسان وارسته ای ست كه الگوی یك مسلمان مامور به وظیفه است نه نتیجه.
سید مهدی یکشنبه 11 اسفند 1392 01:40 ب.ظ
سلام .با این دولت تازه هنرمندی های جدیدتر در راهه
البته یک ذره هم کوتاه نمیاییم
شنبه 10 اسفند 1392 08:08 ق.ظ
سلام
در فضای امروز رسانه ای کشور مشکلات و دردهای واقعی مردم دیده نمیشه چون رسانه دست افرادیست که برای منفعت خودشون کار میکنن و از رسالت هنر و هنرمند آگاهی ندارن.
وضعیت ظاهری جشنواره به اصطلاح فجر! رو مقایسه کنید با جشنواره مردمی عمار.سالن مجلل و شام و...
بودجه هایی که مسرفانه خرج میشوند و کک آنهایی که باید هم نمیگزد!
آیا وضعیت امروز هنر در جامعه ما با گفته امام رحمة الله که هنر را در خدمت مستضعفین و وسیله ای برای بیان دردهای آنهامیدانست تناسبی دارد؟!
ehsan جمعه 9 اسفند 1392 02:03 ب.ظ
متاسفانه باید بگم که
این داستان ادامه دارد...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
راست می گویم كه شما را مفید است كه من بروم.اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد.اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.

(انجیل یوحنا باب16)

احمدرضا رضائی