تبلیغات
فارقلیط - تالستوی با طعم سمنو
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : احمدرضا رضائی
تاریخ : جمعه 6 اردیبهشت 1392
نظرات

چند وقت پیش گذرم به کتابفروشی خوبی افتاد. بنا بر رسم سابق، یک راست رفتم سراغ قفسه کتاب های داستان. همین که کتاب ها را از نظر می‌گذراندم یکهو  چند تا کتاب تقریباَ هم شکل چشمم را گرفت. ریز که شدم، فهمیدم که نشر چشمه یک سری از داستان های تالستوی را با ویرایش و ترجمه ای مناسب و شمایلی پسندیده منتشر کرده است. خود تالستوی اسمی فریبنده است. نام کتاب ها و محتوای آن ها هم که با ورق زدنشان دستم آمد مزید بر علت شد تا جیب ما باز هم به هم نشین دیر آمده و زود رفته خود دل نبندد. همین است اوضاع ما که آهی در بساط نداریم.

"شیطان" با آیاتی از انجیل متی شروع می‌شود که حکایت از حدیث مفصلی دارد:

پس اگر چشم راستت تو را بلغزاند قلعش کن و از خود دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که عضوی از اعضایت تباه گردد از آن که کل بدنت در دوزخ افکنده شود.

  کتاب "پدر سرگی" نیز همان طور که از اسمش پیداست موضوعش دینی است. حکایت مردی است که به یک باره دنیا را می‌بوسد و می‌گذارد کنار و راه رهبانیت را در پیش می‌گیرد و البته کسی که قدم در راه زهد می‌گذارد باید پیه خیلی از سختی ها را به تن بمالد.

به نظر من نباید تعجب کرد از اینکه نویسنده ای از ینگه دنیا بلند می‌شود و صریح و ساده از معنویت می‌گوید. و مطمئناً کسی که بیفتد دنبال زبان های شرقی و کتاب حدیثی از پیامبر اسلام (ص) به دستش برسد و بعضی هاش را توی دفتر شخصی اش یادداشت کند ته اش به همین جا می رسد. مردی که روزگاری اهل عیش و نوش و قمار بود و در عین حال وقتی به خانه بر‌می‌گشت خودش را سرزنش می‌کرد و همان حرف ها را توی دفترچه اش   می‌نوشت و جالب تر اینکه وقتی تصمیم گرفت ازدواج کند همان دفتر را داد تا نامزدش بخواند.

تالستوی که عمری با خودش درگیر بود، آخر به سمت زهد گرایش پیدا کرد و زندگی اش را در همین راه به پایان برد. تمام زندگی این نویسنده زیباست و پر از هیجان و سادگی. حبیبه جعفریان کتاب کوچکی درباره تالستوی نوشته که بسیار شیرین است.

نوروز امسال را با کتاب های تالستوی گذراندم و خاطرات قشنگی از لحظات خواندن آن دارم. امیدوارم شما هم بعد از خواندن آن با من هم نظر شوید.


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
هاله یکشنبه 15 اردیبهشت 1392 05:36 ب.ظ
حتمامیخونم.مرسی از کتابایی که پیشنهاد دادی.
محسن عطایی نژاد پنجشنبه 12 اردیبهشت 1392 09:35 ق.ظ
سلام.
به روزم...نقدتون مستدام باشه إنشاالله...
ehsan جمعه 6 اردیبهشت 1392 10:43 ب.ظ
واقعا نوروز را با کتاب گذروندی ؟؟؟؟
احمدرضا رضائی پاسخ داد:
بله حاج آقا!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
راست می گویم كه شما را مفید است كه من بروم.اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد.اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.

(انجیل یوحنا باب16)

احمدرضا رضائی