تبلیغات
فارقلیط - اذن دخول
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : احمدرضا رضائی
تاریخ : شنبه 16 مهر 1390
نظرات
  

گنبدت ضرب المثل های مرا تغییر داد
هر كه بامش بیش، برفش... نه! كبوتر بیشتر


رواق اول


یاسر خادم امام رضا بود. می گفت: وقتی كارهای روزانه آقا تمام می شد و خانه هم خلوت بود، همه ما را دور خودش جمع می كرد. از كوچك تا بزرگ. بدون ما غذا نمی خورد. همیشه هم می گفت اگر من موقع غذا خوردن آمدم بالای سرتان، به احترام من بلند نشوید. اگر صداتان كردم و سر سفره بودید، بگذارید غذاتان تمام شود، بعد بیایید پیشم.

رواق دوم

به دیوار شهر طوس نزدیك شدیم. صدای شیونی بلند شد. رفتیم طرف صدا. جنازه ای افتاده بود روی زمین. چند نفر هم می زدند توی سر و صورتشان. امام از اسب آمدند پایین. جنازه را بغل كردند. انگار نوزاد كوچكشان باشد. دستشان را گذاشتند روی سینه میت.
_ بهشت مباركت باشد. دیگر نترس.
رفتم جلو: چطور می شناسیدش آقا؟ این اولین باری است كه آمده اید طوس.
نگاه كرد: موسی جان! نمی دانی هر صبح و شب اعمالتان را نشان ما می دهند؟ همه تان را خوب می شناسیم. عمل خوبی ببینیم شكر می كنیم و برای گناهانتان طلب عفو می كنیم.

رواق سوم

پیرمرد سرش را انداخته بود پایین. خجالت می كشید و معذرت خواهی می كرد. امام با لبخند دلداری اش می داد. رفته بود حمام. امام را نشناخته بود. كمك خواسته بود. امام هم پشتش را حسابی لیف كشیده بودند.

رواق چهارم

_ كجایی مرد خراسانی؟
صدایش از پشت در می آمد. دستش را از لای در آورد بیرون. یك كیسه پر از طلا.
_این ها را بگیر و برو، نمی خواهم ببینمت.
گرفت و رفت. پرسیدند: خطایی كرده بود؟
گفت: نه، اگر مرا می دید خجالت می كشید.

رواق پنجم

می گفت: روزی قطعه زمینی در خراسان محل رفت و آمد ملائك می شود.
گفتند: كجا؟
گفت: در طوس.
به خاك كه سپردندش، آنجا شده بود قطعه ای از بهشت.
فرشته ها می آمدند، می رفتند.




* به نقل از كتاب " آفتاب هشتمین " اثر "لیلا شمس" با اندكی تصرف
* بیت ابتدایی از شعر بلند "حسین رستمی" انتخاب شده است.

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
gharaee یکشنبه 22 آبان 1390 12:23 ب.ظ
shahre maye deghe chekar koneeeem !!!
سحر یکشنبه 8 آبان 1390 01:14 ق.ظ
سلام
بینهایت ممنونم از لطفتون.
تا وصال تو چهارشنبه 4 آبان 1390 10:20 ق.ظ
کامتون شیرین با یه حبه قند

سلام
بروزم تشریف بیارید
یگانه جمعه 29 مهر 1390 04:17 ب.ظ
سلام

ممنون از حضورتون و این آپ قشنگ که من تازه خوندم !
هاله چهارشنبه 27 مهر 1390 09:40 ب.ظ
نمیخوای آپ کنی؟
سحر چهارشنبه 27 مهر 1390 06:32 ب.ظ
س.ف.ط شنبه 23 مهر 1390 05:01 ب.ظ
الان من چجوری ابراز شرمندگی کنم که انقدر دیر اومدم؟
احمدرضا رضائی پاسخ داد:
ممنون كه سر زدین
حله شنبه 23 مهر 1390 02:00 ب.ظ
سلام

وبلاگ دانشجویان ادبیات - حله - بروز است با

"درباره ی موضوع و مضمون "
انجم شعاع جمعه 22 مهر 1390 08:55 ب.ظ
احمد جان سلام
ببخشید دیر شد
بیت اول کار خیلی حال داد
سید مهدی جمعه 22 مهر 1390 08:03 ب.ظ
سلام
مثل دفه های قبل باتاخیر اومدم ولی مهم اومدنه
خدا روزی همه کنه هی برن مشهد
طیبه چهارشنبه 20 مهر 1390 01:51 ق.ظ
سلام
ممنون. جالب بودن. بخصوص ون بیت بالایی!
هانیه مزاری دوشنبه 18 مهر 1390 06:40 ب.ظ
چه بیت معرکه ای بود !!!
ساختار جالبی داشت این داستان
ممنون بابت حسن انتخابتون
علی دوشنبه 18 مهر 1390 10:47 ق.ظ
سلام
خیلی زیبا بود بخصوص ضرب المثل و رواق دوم.
خدا کند باز هم با هم برویم مشهد.
ح.س دوشنبه 18 مهر 1390 10:41 ق.ظ
سلام
ببخشید به خاطر تاخیر...

روایت متفاوت و قشنگی بود...
و عکس دوست داشتنی ای..
به خاطر این چند لحظه ی قشنگ ممنون
داود یکشنبه 17 مهر 1390 11:17 ب.ظ
سلام ......
از مطالب زیباتون استفاده کردم .میلاد عالم آل محمد، هشتمین حجت سرمد، نگین درخشان وطن، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا (علیه السّلام) مبارک باد.
شمع جمع شاپرکهایی رضا***ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی***ای رضا جان، ضامن آهو تویی
موفق باشید
مقدسین یکشنبه 17 مهر 1390 11:10 ب.ظ
سلام

صد شکر دل را مرغ گنبد آفریدند
ما را اسیر شاه مشهد آفریدند

سلام بر رضا -علیه السلام-
آرش شنبه 16 مهر 1390 11:50 ب.ظ
شما هم که زیاد مشهد میرین! حالا یا به خاطر اینه که فرشته ای یا عوامل و جاذبه های دیگری هست که بدون شک دومی صحیح می باشد! :)
مسعود شنبه 16 مهر 1390 11:19 ب.ظ
نمی دونم چی بگم
از همگی التماس دعا دارم.
محسن.ق شنبه 16 مهر 1390 10:39 ب.ظ
قشنگ بود. ولادت اما رئوف رو تبریک میگم
هاله شنبه 16 مهر 1390 06:52 ب.ظ
سحر شنبه 16 مهر 1390 05:46 ب.ظ
سلام
خیلی قشنگ بود...
عید شما مبارک
ehsan شنبه 16 مهر 1390 01:51 ب.ظ
به موقع رسیدم
خدا كند لیاقت پابوسیت را از دست ندهم
رو سیاه تر از همیشه
الف نون شنبه 16 مهر 1390 01:04 ب.ظ
درودت برادر درود ...
میلاد مولا مبارک ...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
 
راست می گویم كه شما را مفید است كه من بروم.اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد.اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.

(انجیل یوحنا باب16)

احمدرضا رضائی