تبلیغات
فارقلیط - از رنجی كه می بریم!
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

 
 
نویسنده : احمدرضا رضائی
تاریخ : سه شنبه 23 فروردین 1390
نظرات
برای سید شهیدان اهل قلم" سید مرتضی آوینی " و همه آن هایی كه مظلوم مانده اند.


گفتم: چیزی بخوان

گفت: شرمنده ام.

یك سال است چیزی نگفته ام.

گفتم: برای عاطفه ای كه در ما مرده است

رحم الله من یقرء الفاتحة مع الصلواة

***

جنگ كه تمام شد

عمو جان فرانك هم از فرانسه برگشت

هنرمندان برای گاو مش حسن رمان نوشتند

و بر اساس یه قل و دو قل

آخرین فیلمشان را ساختند

و هنرمندان دلسوز

در فضای ملكوتی چوب گردو

به مصاحبه نشستند.

و باز همان آش بود و همان كاسه

و سان گلاسه

كافه گلاسه

كاپوچینو

و بستنی های هفت رنگ ایتالیایی

كفاره ی این همه غفلتمان بود

وقتی دندان عقلمان عاریه ای باشد


باید هم عكس هنرپیشه ها را بزرگ كنند،

و سردمداران یونسكو

برای حفظ پرستیژ حافظ

عكس شهیدان دانشگاه را جمع كنند

و روزنامه ها بنویسند:

((خانم ها برای تناسب اندام

                           از یوگا استفاده كنند.))

***      

بیا به فكر تمدن باشیم

وقتی تابوت شهید نمی آید!

*** 

بگذار اندیشه های شاعری دق مرگ شود،

بگذار چانه ی شاعری درد بگیرد

قانون ماست مال شود.

بگذار حاجی آقا برای امام حسین(ع) بوقلمون بكشد

و مرغ كوپنی

برایش واژه خنده داری باشد.

بگذار صغری سر بچه هایش را

با سیراب و  شیردان گرم كند،

زینب همچنان پیه آب كند،

مادر سه شهید دق كند،

امام خون دل بخورد،

حلیمه به خاك سیاه بنشیند،

و حاجی آقا صیغه ی چهاردهمش را بخواند!

*** 

خدایا! به ما اسلام ناب آمریكایی عطا كن

تا از هر اتهامی مبرا باشیم!

 


قسمت هایی از كتاب "از نخلستان تا خیابان" سروده "علیرضا قزوه"


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
سجاد جمعه 16 اردیبهشت 1390 07:55 ب.ظ
اگه نظر نمیدم دلیل نمیشه نمیخونم !!! :)
حله چهارشنبه 7 اردیبهشت 1390 10:09 ب.ظ
سلام

وبلاگ دانشجویان ادبیات - حله - بروز است با

یک غزل

حبسیه

"دیوار ها تنهاییم را قاب میگیرند"
هانیه مزاری دوشنبه 5 اردیبهشت 1390 09:54 ب.ظ
سلام
بروزم
"من بی تفاوتم"
حله شنبه 3 اردیبهشت 1390 08:15 ب.ظ
سلام
وبلاگ دانشجویان ادبیات بروز است با
"راز حقیقت"
و
اخی یوحنا
سحر پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390 05:55 ق.ظ
سلام
ایام فاطمیه رو تسلیت عرض می کنم.
و بسیار ممنونم از لطفتون.

التماس دعا.
ehsan چهارشنبه 31 فروردین 1390 09:43 ب.ظ
خیلی قشنگ بود
آخرش امین بگیم یا نه ؟
دو روز پیش نمیشد نظر بذاری واسه همین دیر شد
امیرعلی چهارشنبه 31 فروردین 1390 08:48 ب.ظ
خیلی خوب بود، خلاصه و قشنگ بود
amirsina سه شنبه 30 فروردین 1390 12:51 ق.ظ
قشنگ بود:)
علی دوشنبه 29 فروردین 1390 09:02 ب.ظ
شعر زیبایی بود فقط ای کاش بهش پی نوشت اضافه می کردی و تلمیح هایش را توضیح می دادی.
زینب دوشنبه 29 فروردین 1390 11:06 ق.ظ
پس از آنان، من نه از رفتن ،که از ماندن می ترسم.می ترسم مرده بمانم ومرده بمیرم.
نیاز بود.
موفق باشید.
انجم شعاع دوشنبه 29 فروردین 1390 08:52 ق.ظ
احمد جان سلام
من عاشق شعرای توقیف شده ی غزوه ام
بابا دمت گرم
مسعود شنبه 27 فروردین 1390 11:23 ب.ظ
می خواستم این دفعه اذیتت كنم ولی حیف كه مطلبت خیلی عالی بود و جای تامل داشت
خلاصه كه از بیخ گوشت رد شد دفعه بعد جبران می كنم...
احمدرضا رضائی پاسخ داد:
ممنون از محبتت!
آخه بچه كه زدن نداره!
قرائی شنبه 27 فروردین 1390 08:15 ب.ظ
سلام.ازدوباره خوندم قشنگ بود.اسم کتابش خیلی برام اشناس نمیدونم قبلا خوندمش یانه؟ البته فکر نکنم خونده باشم چون ازاول عمرم تا حالا یه کتاب شعرم نخوندم دست خودم که نیس وقتی کتاب شعر میخونم حوصلم سرمیره!شماها چه جوری شعر میخونین وخسته نمیشین واقعا برام جالبه بدونم؟اما واقعا این شعره جالب بود درموردهمه چی توش یه چیزی بود! اما اگه بخوام راست راستشو بگم من از داستانای خودت بیشتر خوشم اومد تا این! امیدوارم دفعه دیگه داستان ببینم نه شعر. باز شعر ننویسی ها!!!!
هانیه مزاری شنبه 27 فروردین 1390 08:07 ب.ظ
ب ر و ز م
ش م ع د و ن ی ...
یگانه شنبه 27 فروردین 1390 04:11 ب.ظ
آن فرقه ای که تیشه به نخل فدک زدند
بر زخم قلب ختم رسولان نمک زدند

مهدی(عج) بیا ز قاتل مادر سوال کن
زهرا(س) چه کرده بود که ...........او را کتک زدند؟!؟!؟!؟

***
ایام تسلیت
محسن.ق پنجشنبه 25 فروردین 1390 11:30 ب.ظ
باید هم عكس هنرپیشه ها را بزرگ كنند،

و سردمداران یونسكو

برای حفظ پرستیژ حافظ

عكس شهیدان دانشگاه را جمع كنند...

واقعا دل آدم میگیره.
حیف اون شهدا...
حیف اون مردان مرد...
حیف...

ممنون احمد جون.این دفعه واقعا عالی بود.صد دفعم بخونم کمه!
آرش پنجشنبه 25 فروردین 1390 11:10 ب.ظ
آمین ... :)
ح.س پنجشنبه 25 فروردین 1390 05:36 ب.ظ
سلام
واقعا باید ازتون تشکر کرد..به خاطر این پست عالی ....واقعا
هانیه مزاری پنجشنبه 25 فروردین 1390 04:26 ب.ظ
سلام
تمام وجودم لرزید
چقدر کوبنده
...
علیرضا قزوه فقط در این کتاب حرفهای زیادی دارد که تکان دهنده اس.. و من فقط برای این کتاب و حرفهای آن روزهاش دوستش دارم. اما این را نخوانده بودم..
گاو مش حسن... بیچاره مهرجویی! چه گناهی کرده..!!!
خوب بود
خیلی خوب
ممنونم واقعا
... پنجشنبه 25 فروردین 1390 07:22 ق.ظ
جنگ که تمام شد...
سحر پنجشنبه 25 فروردین 1390 07:03 ق.ظ
سلام
بسیار بسیار جالب بود...

راستی سال نو رو تبریک می گم انشاءالله سال بسیار خوبی برای شما و خانواده ی محترمتون باشه.
سید مهدی چهارشنبه 24 فروردین 1390 11:26 ب.ظ
خیلیییییی عالی
یگانه چهارشنبه 24 فروردین 1390 09:58 ب.ظ
سلام

برای امروز دیگه ظرفیتم پر بود بس که چیزایی که نباید رو دیدم و شنیدم...

با خوندن این متن چقدر دلم گرفت...

خیلی جالب بود! باید این کتاب رو کامل بخونم

پایدار باشید
یا علی ع
haleh چهارشنبه 24 فروردین 1390 07:08 ب.ظ
برای اولین بار واقعا دوست داشتم كه نظری ننویسم...
خیلی خوب بود .. خیلی
مقدسین چهارشنبه 24 فروردین 1390 05:35 ب.ظ
كفاره ی این همه غفلتمان بود

وقتی دندان عقلمان عاریه ای باشد

بیا به فكر تمدن باشیم

وقتی تابوت شهید نمی آید!


امام خون دل بخورد،


زیبا بود
سپاس

می‌رسد مردی كه زنجیر غلامان بشكند دیده‌ام ازروزن دیوار زندان شما

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
راست می گویم كه شما را مفید است كه من بروم.اگر من نروم آن فارقلیط نزد شما نخواهد آمد.اما اگر بروم او را نزد شما خواهم فرستاد.

(انجیل یوحنا باب16)

احمدرضا رضائی